دلداری
فوریه 5, 2009
بهش دلداری میدی و میگی که نه، اوضاع اصلا این طوری نیست، ولی خودت بهتر از اون خبر داری که اتفاقا اوضاع خیلی هم این طوری هست.
چشم ها، چهارتا 2
فوریه 2, 2009
میگه: بهش گفتم دوستم داری؟ گفت آره. گفتم چقدر؟ گفت خیلی خیلی. گفتم الان بزنم تو گوشت ناراحت نمیشی؟ گفت جـــــــان؟ من هم زدم تو گوشش و اون هم رفت. بد دوره زمونه ای شده. عشق ها همه پوشالیه. کجاست اون عشق واقعی؟ همه عشق ها سطحی و چیپ و مزخرف شده.
میگم: واقعا!
چشم ها، چهارتا – یک
ژانویه 31, 2009
اون میگه: یعنی تو اگه با A باشی و یه B پیدا شه که بهتر باشه، A رو ول نمی کنی با B بری؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(چشم های هر دو طرف از تعجب چهار تا می شود)
چشم ها، چهارتا
ژانویه 31, 2009
ما هم به سبک آقای اولدفشن سری «چشم ها، چهارتا» رو راه میندازیم. این سری متعلق به آن دسته از نقل قول هایی می باشد که دو چشمان نگارنده را، چهار تا کرده است.
Once
ژانویه 27, 2009
بعضی حرف ها رو توی تمام زندگیت فقط یک بار می زنی، پس بهتره که به آدمش بزنی.
Mahboob
ژانویه 24, 2009
محبوب درسته یا مهبوب؟
Thinking of You
ژانویه 23, 2009
قبلاها خیلی سخت بود بهت فکر نکنم. حالا خیلی سخته بهت فکر کنم.
آهای فرهاد مجیدی
ژانویه 23, 2009
کاش بلاگرها فوتبالیست بودن. اون وقت می رفتیم استادیوم و می خوندیم: «آهای دکتر مزیدی.»
آقای یونیورس گرامی!
ژانویه 22, 2009
جناب یونیورس، چرا پنج شنبه شب ها دیگه رنگ و بوی سابق رو ندارند؟
زندگی نااقلیدسی
ژانویه 22, 2009
در عمل، دو دو تا هر چیزی میشه جز چهار تا.